تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
مراجعه فرمائيد به آخر ديوان : « توضيحات » ثلاثهء غساله . در نسخهء خانلرى « نوعروس سخن » است ، و ليكن در قزوينى - غنى ، و نيز در حافظى كه سيزده سال پس از وفات حافظ [ نسخهء 805 هجرى ] نوشته شده ، « نوعروس چمن » آمده است . دلاله يعنى زنى كه واسطهء به دست آوردن نوعروسى است و در اينجا دلاله « مى » است . ( حافظ با يادداشتها و حواشى دكتر قاسم غنى چاپ 1356 ) « . . . شكر غذاى محبوب طوطى است و در گذشته جسم نسبتا سختى بوده كه طوطى بايستى آن را با منقار خود بشكند و بخورد . . . مىگويد : « وقتى شعر من به بنگاله رسيد شاعران هند - مثل طوطى كه شكر به منقار مىگيرد و مىشكند - آن را به دهان مىگيرند و زمزمه مىكنند » شكرشكن يعنى شيرين سخن . . . چكيدهء سخن اينكه : « وقتى شاعران هند شعر مرا بخوانند ، شيرين سخن گفتن [ يا : سخن شيرين گفتن ] را ياد مىگيرند . » . استاد حسينعلى هروى ، شرح غزلهاى حافظ ( مجلد دوم ) ص 940 - تهران 1367 ه‍ . ش نشر نو . ببين چه گونه شعر من با سرعت منتشر مىشود كه هنوز يك شب بيشتر از سرودن آن نگذشته راهى را طى مىكند كه بايد در طول يك سال طى شود . . . طفل ، كنايه [ است ] از شعر . . . كه زادهء طبع شاعرست . . . » . دكتر هروى ( همان كتاب و همان صفحه ) .
« گوئى دو چشم جادوى عابد فريب او . . . »
نقل از : « حق سعدى به گردن حافظ - مقاله‌اى از مجلد اول ذكر جميل سعدى - از تحقيقات بهاء الدين خرمشاهى . حافظ مسعود فرزاد :
از رشك روى او عرق از ژاله مىرود .
بر عارضش سمن . . . از رشك روى . . . « استاد محيط طباطبائى ، » نقل از ص 20 آنچه دربارهء حافظ بايد دانست چاپ 1367 ه‍ . ش ) . اين بيت
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 561 | شمس الدين حافظ