224
ساقى حديث سرو و گل و لاله مىرود * وين بحث با ثلاثهء ( 1 ) غسّاله مىرود
مى ده كه نوعروس چمن حدّ حسن يافت ( 2 ) * كار اين زمان ز صنعت دلّاله ( 3 ) مىرود
شكرشكن شوند همه طوطيان هند * زين قند پارسى كه به بنگاله ( 4 ) مىرود
طىّ مكان ببين و زمان در سلوك شعر ( 5 ) * كأين طفل يكشبه ، ره يكساله مىرود
آن چشم جادوانهء عابد فريب ، بين ( 6 ) : * كش كاروان سحر ز دنباله مىرود
خوى كرده مىخرامد و بر عارض سمن * از شرم روى او ، عرقِ ژاله مىرود ( 7 )
از ره مرو به عشوهء دنيا كه اين عجوز * مكّاره مىنشيند و محتاله مىرود
باد بهار مىوزد از گلستان شاه * وز ژاله باده در قدح لاله مىرود
حافظ ز شوق صحبت سلطان غياث دين * خامش ( 8 ) مشو كه كار تو از ناله مىرود ( 9 ) .