تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
. . . « به كف آور جامى ! »
در نسخهء چاپى قزوينى و غنى آمده است كه صحيح نمىباشد چون « چشمه » ، « آب » دارد - « جام » ندارد . در نسخ معتبر نيز « آبى » به تحرير درآمده است . ( بو كه از لوح . . . بو - بود ، باشد . ) در ابتداى مصرع دوم بيت آخر . در ديوان حافظ قزوينى بعد از غزل بالا غزلى از ناصر بخارائى اشتباها در شمار اشعار حافظ چاپ شده است كه ما آن را عينا در « زير نويس » نقل مىنمائيم و اينست غزل ناصر بخارائى :
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود * هرگز از ياد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خيال دهنت * به جفاى فلك و غصّهء دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پيوند * تا ابد سرنكشد ، وز سر پيمان نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسكين من است : * برود از دل من ، و ز دل من آن نرود
آن چنان مهر توأم در دل و جان جاى گرفت * كه اگر سر برود ، از دل و از جان نرود
گر رود از پى خوبان دل من معذورست * درد دارد چه كند كز پى درمان نرود
هر كه خواهد كه چو ( حافظ ) ناصر نشود سرگردان : * دل به خوبان ندهد ، وز پى ايشان نرود .