در كون و مكان ، عاقل و هشيار نماندست * با جاذبهء نرگس مستى كه تو دارى
ناز تو نياز آرد و پايان نپذيرد * اين شيوهء پيوست و گسستى كه تو دارى
گر « بار امانت » كُشدم ؛ هيچ غمم نيست * من دانم و پيمان الستى كه تو دارى .
سيد هادى حائرى ( كورش ) .
: - ب - ( ايضا : بيت سوم - بار امانت ) :
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ »
( از : « سورة الاحزاب » ، سورهء 33 ؛ آيهء 72 : قرآن مجيد ، به خط و ترجمهء حاج شيخ عباس مصباحزاده - از انتشارات اقبال - ص 895 ) :
« همانا ما عرضه فرموديم ( اين ) « امانت » را بر آسمانها و زمين و كوهها ، پس قبول نكردند و آنها از حمل آن ، سرباززدند و ترسيدند و « انسان » آن را به دوش گرفت . » .
: - ج - [ چيست اين « بار امانت » ؟ ] « . . . موجودات مجرّد ملكوتى ، با من دوستانه رفتار كردند ، زيرا آنها دريافته بودند كه « آدميزاد » طرفه معجونى است و همهاش از آبوگل عالم ملك نيست بهرهء ملكوتى هم دارد . آسمان و اهل آسمان ( فرشتگان ) « بار امانت » يعنى « عشق و معرفت عاشقانه » را نكشيدند [ از اين نظر كه ] فرشته اهل عبادت و اطاعت است ، نه مانند « انسان » اهل « عشق و عصيان » ؛ انسانى كه از سرمستى همان عشق كهن و « بادهء عهد الست » ، نامزد حمل اين امانت شد . - « ديوانه » [ در مصرع دوم بيت سوم حافظ ] ترجمهء « جهول » يا « ظلوم و جهول » [ . . .
وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا .
] در آيهء يادشده قرآن است . » استاد بهاء الدين خرمشاهى : كتاب « حافظنامه » بخش دوم ، چاپ دوم : آبان