178
رسيد مژده كه ايّام غم نخواهد ماند * چنان نماند ، چنين نيز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظر يار خاكسار شدم * رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند
چو پردهدار به شمشير مىزند همه را * كسى مقيم حريم حرم نخواهد ماند
چه جاى شكر و شكايت ز نقش نيك و بدست * چو بر صحيفهء هستى رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشيد گفتهاند اين بود * كه جام باده بياور كه جم نخواهد ماند
غنيمتى شمر اى شمع وصل پروانه * كه اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند
توانگرا ، دل درويش خود به دست آور * كه مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
« بدين رواق زبرجد نوشتهاند به زر ( 1 ) » * كه جز نكويى اهل كرم نخواهد ماند
سحر كرشمهء وصلش بشارتى خوش داد * كه كس هميشه گرفتار غم نخواهد ماند
ز مهربانى جانان طمع مبر حافظ ( 2 ) * كه نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند ( 3 ) .