تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨

172

در نمازم خم ابروى تو با ياد آمد ( 1 ) * حالتى رفت كه محراب به فرياد آمد ( 2 )
از من اكنون طمع صبر و دل و هوش مدار * كان تحمّل كه تو ديدى همه بر باد آمد ( 3 )
باده صافى شد و مرغان چمن مست شدند * موسم عاشقى و كار به بنياد آمد ( 4 )
بوى بهبود ز اوضاع جهان مىشنوم * شادى آورد گل و باد صبا شاد آمد
اى عروس هنر از بخت شكايت منماى * حجلهء حسن بياراى كه داماد آمد
دل‌فريبان نباتى همه زيور بستند * دلبر ماست كه با حُسن خداداد آمد
زير بارند درختان كه تعلق دارند * اى خوشا سرو كه از بار غم آزاد آمد
مطرب از گفتهء حافظ غزلى نغز بخوان * تا بگويم كه ز عهد طربم ياد آمد .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 418 | شمس الدين حافظ