173
مژده اى دل كه دگر باد صبا بازآمد * هُدهُد خوش خبر از طرف سبا بازآمد
بركش اى مرغ سحر نغمهء داودى باز * كه سليمان گُل از باد هوا بازآمد
عارفى كو كه كند فهم زبان سوسن * تا بپرسد كه چرا رفت و چرا بازآمد
مردمى كرد و كرم بخت خداداد به من ( 1 ) * كان بُت سنگدل از راه وفا بازآمد
لاله بوى مى نوشين بشنيد از دم صبح * داغدل ( 2 ) بود به امّيد دوا بازآمد
چشم من در رهِ اين قافلهء راه بماند * تا به گوش دلم آواز دَرا بازآمد
گرچه حافظ در رنجش زد و پيمان بشكست * لطف او بين كه به صلح از درِ ما بازآمد ( 3 ) .