165
روز هجران و شب فرقت يار آخر شد * زدم اين فال و گذشت اختر و كار آخر شد
آن همه ناز و تنعّم كه خزان مىفرمود * عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شكر ايزد كه به اقبال كله گوشهء گُل * نخوت باد دى و شوكت خار آخر شد
صبح اميد كه شد معتكف پردهء غيب ( 1 ) * گو برون آى كه كار شب تار آخر شد
آن پريشانى شبهاى دراز و غم دل * همه در سايهء گيسوى نگار آخر شد
باورم نيست ز بدعهدى ايّام هنوز * قصّهء غصه كه در صحبت يار آخر شد ( 2 )
ساقيا لطف نمودى قدحت پُرمى باد * كه به تدبير تو تشويش خمار آخر شد
بعد ازين نور به آفاق دهيم از دل خويش * كه به خورشيد رسيديم و غبار آخر شد ( 3 )
در شمار ار چه نياورد كسى حافظ را * شكر كان محنت بىحدّ و شمار آخر شد .
ق - غ : صبح اميد كه بد معتكف . . .
حافظ خطى قديمى نسخهء 805 هجرى ؛ نسخهء خطى به خط پير حسين كاتب ؛ نسخهء چاپى خانلرى ؛ و . . . « صبح اميد كه شد معتكف . . . » . ق - غ :
صبح اميد كه بُد معتكف . . .
حافظ خطى قديمى نسخهء 805 هجرى ؛ نسخهء خطى به خط پير حسين كاتب ؛ نسخهء چاپى خانلرى ؛ و . . .
« صبح اميد كه شد معتكف . . . »
.