الف - در حافظ قزوينى - غنى : « . . . ما را رفيق و مونس شد » .
: ب - « . . . « انيس و مونس » شد بر ضبط « رفيق و مونس » شد برترى دارد زيرا قطع نظر از اينكه « انيس و مونس » اصطلاحا با هم مترادف است ، حافظ كه به موسيقى حروف همواره علاقمند بوده تكرار حروف « سين » را در اين بيت مورد نظر داشته است . « ستاره - مجلس - انيس - مونس » .
اديب برومند ، غزليات حافظ ( ص 361 ) چاپ اول 1367 شمسى .
: ج - حافظ خطى پير حسين كاتب ؛ حافظ قدسى شيرازى ؛ حافظ پژمان بختيارى چاپ بروخيم 1318 هجرى شمسى ؛ حافظ اديب برومند ، حافظ قديمى خطى نسخه 805 هجرى دكتر ركن الدين همايونفرخ ؛ و چند نسخهء مورد اعتماد ديگر :
« دل رميدهء ما را انيس و مونس شد » .
وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ . . .
( قرآن مجيد ) خطاب به حضرت رسول اكرم « ص » : « پيش از اين كتابى نخوانده بودى و خطى به دست خويش ننوشتهاى . . . » غمزه يعنى اشاره كردن با چشم ، و در اصطلاح صوفيه : « تجليات صفاتى و فيض جذبهء باطن و فيوضات و جذبات قلبى اهل سلوك » .
هم « جام اسكندر » صحيح است و هم « جام كيخسرو » ؛ چنانچه ترديدى داشته باشيد كتاب « حافظنامه » مجلد اول ، نوشتهء بهاء الدين خرمشاهى را - در اين مورد - ببينيد . ( ابو الفوارس : شهسوار - سوار دلاور و چالاك و ماهر ) . . . . « چون دل من تصور دسترسى به چشمهء خضر و آب بقا داشت به بزم شاه شجاع شتافت و پيمانهكش اين مجلس شد » ، ص 226 حافظ خطيب رهبر . ( در نسخهء 805 هجرى : « جام كيخسرو » آمده است . ) ، در حافظ قزوينى : جام اسكندر .
طرب سراى محبت : « ليس الدين الا الحبّ » دين نيست غير از محبت ( به حضرت رسول اكرم « ص » نسبت مىدهند و شايد از ديگران باشد ) . ضمنا در بعض نسخ اين تفاوتها ديده شد :