تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨

159

كى شعر خوش انگيزد خاطر كه حزين باشد ( 1 ) * يك نكته ازين معنى گفتيم و همين باشد
از لعل تو گر يابم انگشترىِ زنهار * صد ملك سليمانم در زير نگين باشد
غمناك نبايد بود از طعن حسود اى دل * شايد كه چو وابينى خير تو درين باشد
هر كو نكند فهمى زين كلك خيال‌انديش * نقشش به تراش ( 2 ) ار خود صورتگر چين باشد
جام مى و خون دل هريك به كسى دادند * در دايرهء قسمت اوضاع چنين باشد
در كار گلاب و گل حكم ازلى اين بود * كآن شاهد بازارى ، ( 3 ) وين پرده‌نشين باشد
آن نيست كه حافظ را رندى بشد از خاطر * كاين سابقهء پيشين تا روز پسين باشد ( 4 ) .