« رخت » ؛ « حسنش » و « رخش » خوانده شود . همانطوركه آقاى بختيارى در مقالهى « من تو او از زبان حافظ » حافظشناسى ، شمارهء ششم سال 1366 ، ص 85 مرقوم فرمودهاند بناى اين غزل از عشق كل به عشق جزء است و نمىتواند با « تو » ى نزديك ، بلكه بايد با « او » ى دور شروع شود .
دكتر فريدون رحيمى لاريجانى توبينگن ( شهرى در آلمان ) .
حافظشناسى ، مجلد دوازدهم ، 1369 ش ، صفحات 185 و 186 - .
( حافظ قدسى ، و چند حافظ ديگر : از آن جمله : حافظ على بهائى شرفعلى چاپ محمدى بمبئى 1322 ه . ق . و همچنين حافظ مطبعهء سعادت شيراز كتابخانهء معرفت چاپ ربيع الاول قرن سيزده هجرى قمرى :
« جلوهاى كرد رخش . . . »
) - ح - حافظ شيراز ، به روايت « احمد شاملو » ، چاپ چهارم 1361 [ ه . ش ] تهران ، انتشارات مرواريد ، قطع وزيرى ، ص 203 :
در ازل پرتو حسنش ز تجلى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوهاى كرد رخش ، ديد ملك عشق نداشت . . . »
. ( ديوان چاپى حافظ خلخالى ( زيرنويس ص 101 ) : « جلوهاى كرد رخش » ) .
رسالهى : « او ، تو ، من » در عرفان ايران از ديدگاه حافظ ، نگارش و تأليف دكتر علىقلى محمودى بختيارى ، از انتشارات كتاب سرا ، ( تهران ) چاپ اول 1368 [ ه . ش ] ص 54 :
« در ازل پرتو حسنش . . . »
« جلوهاى كرد رخش . . . »
ايضا « ديوان حافظ » به انتخاب يغما و قاآنى ، چاپ دوم 1367 تهران انتشارات هيرمند ، ص 108 :
« جلوهاى كرد رخش . . . »
. غزل « در ازل پرتو حسنش » در نسخهء 805 - و ديوان شاعر ساحر ، نيز نيامده است .