نقل از : نشر دانش - مجله - مرداد و شهريور 1369 ، ص 34 ، از مقالهء سيد على ميرافضلى :
« در ازل پرتو مهر تو جهان را جان داد . . . »
( ص 277 ديوان ناصر بخارائى ) .
« عشق پيدا شد و اين راز نهان نتوان كرد . . . »
« ص 239 ديوان ناصر بخارائى ) . ( متوفاى 779 ق )
« در ازل پرتو » . . .
حافظ ( متوفاى 791 ق )
« عشق پيدا شد و » . . .
حافظ ( متوفاى 791 ق ) اين غزل حافظ را ببينيد كه مانند اكثر قريب به اتفاق غزلهايش چقدر رؤيائى و زيباست ( در مورد اين بيت به آخر شرح ذيل نيز مراجعه فرمائيد ) حافظ ق غ :
جلوئى كرد رخت ديد ملك عشق نداشت .
« ديد ملك تاب نداشت »
ارجح است زيرا موضوع ، اشاره به مورديست كه در قرآن مجيد آمده است ، و با « تاب » ( توانائى ، طاقت ، بردبارى ) تطبيق مىنمايد ، ( نه با « عشق » ) . حافظ در جائى ديگر هم در اين خصوص گفته است :
آسمان بارِ امانت « نتوانست » كشيد
، ( يعنى تاب و توان و طاقت كشيدن بار امانت را نداشت ) دوست فاضل و شاعر « ابو الحسن پروين پريشان » توجه مرا به اين امر جلب نمود .
الف ) نسخهء چاپى سال 1322 ه . ق ( هند ، لكنهو ) حاشيهء صفحه :
« تاب نداشت » .
ب ) در كليات ديوان حافظ شيرازى ، معروف به « حافظ قدسى » ، در حاشيهء صفحهء 154 مطلبى بچاپ رسيده كه عينا نقل مىشود : « محرر گويد در بعض از نسخههاى خطى بجاى عشق نداشت « تاب نداشت » نوشته ، ق » [ قدسى ] .
ج ) در كتاب جامع نسخ حافظ تأليف مسعود فرزاد - از انتشارات دانشگاه شيراز - چاپ شهريور ماه 1347 ه . ش در صفحهء 171 - با