تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
در جستن جام جم ، جهان پيمودم * روزى ننشستم و شبى نغنودم
ز استاد چو راز جام جم بشنودم * آن جام جهان‌نماى جم ، من بودم
( خيام )
به يقين دان كه جام جم ، دل تست * جايگاه سرور و غم ، دل تست
چون تمنا كنى جهان ديدن : * جمله « اشيا » در آن ، توان ديدن
سنائى ( كتاب حديقه ) حافظ ق . غ : لب دريا ( نسخ معتبر ديگر : « . . . ره دريا . . . » ) حافظ ق . غ : خدا را . . . ( درست نيست ) در اين مورد ، به « خدايا و خدا را » توضيحات ( آخر ديوان ) مراجعه شود .
اگر از راز او رمزى بگويم * به غيرت بر سر دارم فرستد
: ( عطار نيشابورى ) . جاى اين بيت اينجاست ، ولى در حافظ قزوينى غنى و بيشتر نسخ خطى و قديمى بعد از سه بيت ديگر نقل كرده‌اند كه با گسيختگى مطلب و بدون تمهيد بيت قبلى ، ناگهان آمده است : « گفت آن يار . . . » خلاصه آنكه توالى صحيح ابيات را استاد مسعود فرزاد از روى يك نسخهء خطى و قديمى ارائه داده و خط غزل مورد بحث را نيز عينا در صفحه 49 جامع نسخ حافظ ( مجلد اول حافظ خود ) « كليشه » كرده است . حافظ ق . غ :
اين همه شعبدهء خويش كه مىكرد اينجا .
ساحرى - جادوگرى . در حافظ ق . غ : « سامرى » آمده ، در اين مورد به مقالهء « ساحرى و سامرى » در توضيحات آخر ديوان مراجعه فرمائيد .