تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦

141

ياد باد آنكه ز ما وقت سفر ياد نكرد * به وداعى دل غم‌ديدهء ما شاد نكرد
آن جوانمرد كه مىزد رقم خير و قبول * بندهء پير ندانم ز چه آزاد نكرد
كاغذين‌جامه به خونابه بشويم كه فلك ( 1 ) * رهنمونيم به پاى علم داد نكرد
دل بأمّيد صدائى كه مگر در تو رسد * ناله‌ها كرد درين كوه كه فرهاد نكرد
سايه تا بازگرفتى ز چمن ، مُرغ سحر : * آشيان درشكن طرّهء شمشاد نكرد
شايد ار پيك صبا از تو بياموزد كار * زانكه چالاك‌تر از اين حركت باد نكرد
كلك مشّاطهء صنعش نكشد نقش مراد * هر كه اقرار بدين حسن خدا داد نكرد
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق * كه بدين راه بشد يار و ز ما ياد نكرد
غزليّات عراقيست سرود حافظ * كه شنيد اين ره دلسوز كه فرياد نكرد ( 2 ) ؟ .