تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
. . . « . . . مثل شمع صبحدم ، كه با طلوع خورشيد محكوم به مردن است ، با طلوع خورشيد روى او ، بر من روشن شد كه خواهم مرد - عمرم بر سر اين كار خواهد رفت . « دكتر حسينعلى هروى - شرح غزلهاى حافظ - ص 578 - تهران 1367 نشر نو . » بيت
« چو شمع صبحدمم . . . .
از نظر بديع ، داراى دو صنعت است : مراعات النظير ( تناسب ) و « تضاد » ، ص 111 زبان و ذهن حافظ چاپ دوم يا سوم را ببينيد . . . . « در غالب نسخ بجاى « خون » ، « خوى » آمده ولى بىشك تصحيفى از « خون » است . . . . بعلاوه به واسطهء عدم درك معناى خون گرفته خوى گرفته نوشته‌اند . . . اين جانى كه آن را خون گرفته يعنى جانى كه خود را كشتنى و قربان شدنى مىداند و اجلش نزديك است و مانند گل كه آن هم در برابر نكهت و بوى خوش گيسوى يار ارزشى ندارد و فدا شدنى است ؛ در راه دستيابى به بوى آن زلف عبيرآميز فدا كنم - تشبيه جان خون گرفته به گل در نظر برخى كه مطلقا از « گل سرخ » اراده مىشود نيز قابل توجه است . . . » پرتو علوى ، كتاب عقايد و افكار خواجه ، - نشر انديشه ، تهران 1358 ه‍ . ش . - ص 115 ( خواهم كرد « در بيت :
صبا كجاست كه اين جان . . .
» در مفهوم مضارع « كنم » استعمال شده . « ر . ذو النور » كتاب : در جستجوى حافظ - مجلد اول - ص 296 - چاپ دوم 1367 ه‍ . ش . )