مصراع دوم بيتى از غزل :
« . . . حذر از ضربت شمشير قضا نتوان كرد . »
ديوان خواجو كرمانى ، ص 660 چاپ دوم 1369 به اهتمام احمد سهيلى خوانسارى . ( مصراع خواجو و مصراع حافظ از نظر وزن ، قافيه ، رديف و مضمون « همانند » مىباشد . ) فسوس - افسوس : در اينجا به معناى حيله و تزويرست و نيز در اينجا « فسون » - افسون ، هم ، همين معنى را دارد :
« بفسونى كه كند خصم : رها نتوان كرد » متمنى است در اواخر اين ديوان ، بخش « توضيحات » مقالهى « از نوشتههاى استاد محمود هومن » را ملاحظه فرمائيد ، در فهرست توضيحات نيز - كه به ترتيب حروف الفبا تنظيم شده - آمده است .
. . . صيد را اينهمه در قيد رها نتوان كرد . ديوان خواجو ، چاپ دوم ، ص 661 « نسبت » روى تو ، با « ماه فلك » مىكردم . . . . ديوان اشعار خواجو ، تصحيح سهيلى خوانسارى ، چاپ دوم ، 1369 پاژنگ ، ص 204 ( مصراع دوم بيت ، اينست :
چون بديدم ، رخ زيباى تو چيز دگرست .
) چه محل . . . . مگر داراى چه ارزشى است كه نتوان چاك زد و پاره كرد ؟ . ( جامه قبا كردن . . . يعنى چاك زدن آن . . . و به صورت قبا - كه از قسمت جلو سراسر باز است - درآوردن . . . « معناى بيت : هنگامى كه يار بلندبالاى من به رقص و سماع برخيزد ، جان چه ارزشى دارد كه نتوان بر او افشاند . » بهاء الدين خرمشاهى ، حافظنامه ، بخش اول ، ص 559 و 560 چاپ دوم 1367 ه . ش .
حافظ ق . غ :
من چه گويم كه . . .
مصراع اول از مطلع يك غزل :
« پشت بر يار كمان « ابروى » ما نتوان كرد . . . . »
ديوان خواجو كرمانى ، چاپ دوم ، ص 660 .