« قرّة العين من » آن « ميوهء دل » يادش باد - كه خود آسان بشد و « كار مرا » مشكل كرد . ( در اين غزل صريحا اشاره به مرگ فرزند خود مىفرمايد . . . چند سال قبل - 1316 ه . ش . - در قبرستان « دارالسلام » ( درب سلم ) شيراز سنگ قبرى كشف شد كه متعلق به پسر خواجه حافظ بوده است و اين بندهء مترجم ( على اصغر حكمت ) آن را ملاحظه كردم متأسفانه در اطراف اين اكتشاف آنقدر هياهوى بىفايده كردند كه دزدان آثار عتيقه به گمان اينكه سنگى قيمتى است آن را به سرقت برده مفقود الاثر شد .
« على اصغر حكمت » - زيرنويس صفحهء 385 از سعدى تا جامى - تأليف ادوارد برون - چاپ تهران ) . به اين ترتيب ، اظهار نظر دوست معظم و محقق محترم « همايونفرخ » در « حافظ خراباتى » مبنى بر اينكه خواجه در مدت عمر خود به هيچوجه تأهل اختيار نكرده ، اولادى نداشته است ، مورد ترديد قرار خواهد گرفت .
الف : نسخهء خطى 805 هجرى چاپ 1367 شمسى ، همچنين ديوان شاعر ساحر « چاپ 1371 » : [ بيت اول ]
« بلبلى خون جگر خورد . . . »
. ب : همانجا [ مصرع دوم بيت دوم ]
« ناگهش سيل اجل نقش . . . »
. ج : همانجا [ مصرع دوم بيت سوم ]
« كه خود آسان . . . »
. د : همانجا [ مصرع دوم بيت چهارم ]
« كه اميد كرمت . . . »
. ه : همانجا [ بيت ششم ]
« آه و فرياد كه از جور حسود مه و مهر »
. و : نوشتهء استاد مطهرى بر پيشانى اين غزل ، چنين است :
« مرثيهء عرفانى حافظ در مرگ پسرش ، عالى است . » ( نقل از : آئينهء جام » ديوان حافظ همراه با يادداشتهاى استاد مرتضى مطهرى - انتشارات صدرا - 1372 شمسى . [ تهران ] ص 91 - .