به « توضيحات » در آخر ديوان كه با عنوان : « شيخ زين الدين على كلاه شيرازى » نوشته شده است مراجعه فرمائيد .
حافظ ق . غ : ز آنچه ( با اين كلمه وزن شعر خراب مىشود و آنان هم كه شاعر نيستند اين را ميدانند ) .
. . . . ز آستين كوته و دست دراز
( حكيم نظامى )
. . . . ز آنچ آستين كوته و دست دراز كرد
( حافظ ) : نسخهء خانلرى ، چاپ دوم .
در زيرنويسهاى اين ديوان در جائى ديگر اشاره كردهايم كه « فراز » داراى دو معناى متضاد مىباشد : بستن ، باز كردن ، و در اين مصراع :
« . . . در معنى فراز كرد »
يعنى : « در » معنى را بست .
حافظ ق . غ :
. . . خرام كجا مىروى بايست
( كجا مىروى بايست ، زبان غزل نيست و بشيوهء حافظ نمىماند ) - ح .
حافظ ق . غ : زهد ريا ( زهد ريائى ، توان گفت امّا زهد ريا . . . ! ) .