حافظ ق . غ : گرش اعتبار نيست .
« . . . . اگر گناه بنده را ارزش و اعتبارى نباشد ، عفو و بخشايش خداوند چه معنى تواند داشت ؟ توضيح سخن آنكه اگر گناهكار نباشد و گناه نكند و مورد رحمت و عفو خدا قرار نگيرد ، صفت رحمت متحقق نمىشود . بنابراين گناه چون موجب تحقق صفت رحمت مىگردد نه تنها بىاثر و مطلقا منفى نيست ، بلكه امرى است مؤثر و به لحاظى داراى اعتبار ، و اين معنائى است كه عرفا نيز بر آن تأكيدى خاص مىورزند . حافظ همين مضمون را نيز با بيانى انتقادآميز ، خطاب به مدّعيان دروغين و مغرور خداشناسى ! در بيتى چنين سروده است :
نصيب ماست بهشت ، اى خداشناس برو * كه مستحقّ كرامت گناهكارانند
اصغر دادبه ، نقل از كتاب « دربارهء حافظ » ، از انتشارات : « نشر دانش » ، تهران 1365 ه . ش . صفحه 315 .
« به قصد بازنمائى اثرپذيرىهاى نظامى از قرآن و حديث ، « شرفنامهء » او را مرور مىكردم در مقدمهء توحيديهء كتاب به اين بيتها رسيدم :
. . . . گر اين خاك ، روى از گنه تافتى * به آمرزش تو « كه » ره يافتى ؟
گناه من ار نامدى در شمار * ترا نام كى بودى آمرزگار ؟
. . . . بىاختيار و ناخودآگاه . . . . اين بيت حافظ در ذهنم تداعى شد :
سهو و خطاى بنده گرش اعتبار نيست * معنى عفو و رحمت آمرزگار چيست
. . . [ كه ] از موارد سخت آشكار اثرپذيرى حافظ از نظامى است . . . « اگر سهو و خطاى بنده چيزى است كاملا بىاعتبار و منفى و هيچ موضوعيت و جنبهء اثباتى ندارد ، پس عفو و رحمت خداوند به چه چيز تعلق گيرد ؟ يعنى در اين صورت زمينه و موضوعى براى عفو و بخشايش خداوند باقى نمىماند ، نتيجه اينكه خطاى بنده چندان هم بىاعتبار نيست و دستكم اين اعتبار را دارد كه زمينه ساز آمرزگارى خداوند است . . . » سيد محمد راستگو ، اطلاعات ( روزنامه ) چاپ تهران ، پنجشنبه 13 دى 1369 - ص 7 - .
. . . ز آن مىكنم اين توبه و ز آن مىشكنم * كآرايشِ رحمت از گنه كردن ماست
( سوانح غزالى ) از همانجا و همان روزنامه [ مىكنم ، مىشكنم ، بكسر ميم ] .
در كارخانهء عشق از كفر ناگزيرست * آتش « كه » را بسوزد گر بولهب نباشد ؟ !
( حافظ ) همانجا - مقالهء « شرحى بر بيتى از حافظ » .