حافظ ق . غ :
گداى خاك در دوست . . .
« . . . كمين گداى »
[ نسخهء خانلرى ] ، بر « گداى خاك » [ قزوينى ] برترى دارد ، چون دربردارندهء تكريم بيشترى براى « در دوست مىباشد . » ، غزليات حافظ به تحقيق اديب برومند . ص 143 - ( كمين - كمترين ) .
غرض ز مسجد . . . « . . . واژه مسجد و ساختمان آن ايرانى است و از كهنترين روزگار اين گونه پرستشگاهها در ايران بوده است و هميشه شيوهء ساختمان مسجدها يا ديرها و خورابهها ( خرابات ) و « مهرابه » ها ( محراب ) و آتشكدهها همانند بودهاند و واژهء مسجد ، معرب « مزكد » است و . . . در همهى كتابهاى فارسى كهن به همين صورت آمده است و بمعنى « خانهء خدا » و پرستشگاه مىباشد و از دو جزء درست شده : جزء يكم « مز » به معناى خدا و « مزدا » ست كه در عربى به صورت مجد - مجيد نيز آمده و جزء دوم « كت » يا « كد » ( يعنى ) خانه . . . در سراسر تاريخ بلعمى كه ترجمهى تاريخ طبرى است واژهء مسجد به صورت اصلى يعنى « مزكت » به كار رفته است . . . در تاريخ سيستان بجاى « خانه » همه جا « كده » به كار رفته . . . دكتر علىقلى محمودى بختيارى ، نقل از كتاب راهى بمكتب حافظ .
دانشكده ( خانهء دانش يا دانش خانه ) هنركده ( خانهء هنر . . . ) ، پرستشكده ( پرستش خانه ) . مسجد - مزكد ( مز - مزدا - خدا ) « كد » - كده :
« خانهء خدا » . . .
حافظ ق . غ : تو در طريق ادب باش گو گناه منست . نسخ خانلرى ، اديب برومند و چند حافظ معتبر ديگر : ادب كوش و گو . . .