تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢

53

منم كه گوشهء ميخانه خانقاه من است * دعاى پير مغان ، ورد صبحگاه من است
گرم ترانهء چنگ صبوح نيست چه باك * نواى من به سحر آه عذرخواه من است
ز پادشاه و گدا فارغم به حمد اللّه * كمين گداى در دوست پادشاه من است ( 1 )
غرض ز مسجد و ميخانه‌ام وصال شماست ( 2 ) * جز اين خيال ندارم خدا گواه من است
مگر به تيغ اجل خيمه بركنم ، ورنى * رميدن از در دولت نه رسم و راه من است
از آن زمان كه برين آستان نهادم روى * فراز مسند خورشيد تكيه‌گاه من است
گناه اگر چه نبود اختيار ما حافظ * تو در طريق ادب كوش و گو گناه من است . ( 3 )