تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
بيا كه خرقهء من گرچه رهن ميكده‌هاست * ز مال وقف نبينى بنام من درمى
حديث چون و چرا دردسر دهد اى دل * پياله گير و بيا ساز عُمر خويش دمى
طبيب راه‌نشين درد عشق نشناسد * برو بدست كن اى مرده‌دل مسيح دمى
دلم گرفت ز سالوس و طبل زير گليم * به آنكه بر در ميخانه بركشم علمى
بيا كه وقت شناسان دو كون بفروشند * بيك پياله مى صاف و صُحبت صنمى
دوام عيش و تنعّم نه شيوهء عشق است * اگر معاشر مائى بنوش نيش غمى
نمىكنم گله‌اى ليك ابر رحمت دوست * بكشته‌زار جگر تشنگان نداد نمى
چرا بيك نى قندش نمىخرند آن‌كس * كه كرد صد شكر افشانى از نى قلمى
سزاى قدر تو شاها بدست حافظ نيست * جُز از دعاى شبى و نياز صُبحدمى

[ 472 احمد اللّه على معدلة السّلطان ]

احمد اللّه على معدلة السّلطان * احمد شيخ اويس حسن ايلخانى
خان بن خان و شهنشاه شهنشاه‌نژاد * آنكه مىزيبد اگر جان جهانش خوانى
ديده ناديده باقبال تو ايمان آورد * مرحبا اى به چنين لطف خدا ارزانى
ماه اگر بىتو برآيد به دو نيمش بزنند * دولت احمدى و معجزهء سُبحانى