تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
برو اى طاير ميمون همايون آثار * پيش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان
سخن اينست كه ما بىتو نخواهيم حيات * بشنو اى پيك خبرگير و سخن بازرسان
آنكه بودى وطنش ديدهء حافظ يا رب * بمرادش ز غريبى به وطن بازرسان

[ 386 خدا را كم نشين با خرقه‌پوشان ]

خدا را كم نشين با خرقه‌پوشان * رُخ از رندان بىسامان مپوشان
درين خرقه بسى آلودگى هست * خوشا وقت قباى مىفروشان
درين صوفىوشان دردى نديدم * كه صافى باد عيش دُردنوشان
تو نازك طبعى و طاقت نيارى * گرانيهاى مشتى دلق‌پوشان
چو مستم كرده‌اى مستور منشين * چو نوشم داده‌اى زهرم منوشان
بيا وز غبن اين سالوسيان بين * صراحى خون دل و بربط خروشان
ز دلگرمىّ حافظ بر حذر باش * كه دارد سينه‌اى چون ديگ جوشان

[ 387 شاه شمشادقدان خسرو شيرين‌دهنان ]

شاه شمشادقدان خسرو شيرين‌دهنان * كه بمژگان شكند قلب همه صف‌شكنان
مست بگذشت و نظر بر من درويش انداخت * گفت اى چشم و چراغ همه شيرين سخنان