تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
روى نگار در نظرم جلوه مىنمود * وز دور بوسه بر رُخ مهتاب مىزدم
چشمم به روى ساقى و گوشم بقول چنگ * فالى به چشم و گوش درين باب مىزدم
نقش خيال روى تو تا وقت صبحدم * بر كارگاه ديدهء بىخواب مىزدم
ساقى بصوت اين غزلم كاسه مىگرفت * مىگفتم اين سرود و مى ناب مىزدم
خوش بود وقت حافظ و فال مراد و كام * بر نام عُمر و دولت احباب مىزدم

[ 321 هر چند پير و خسته‌دل و ناتوان شدم ]

هر چند پير و خسته‌دل و ناتوان شدم * هرگه ياد روى تو كردم جوان شدم
شكر خدا كه هر چه طلب كردم از خدا * بر منتهاى همّت خود كامران شدم
اى گُلبن جوان بر دولت بخور كه من * در سايهء تو بلبل باغ جهان شدم
اوّل ز تحت و فوق وجودم خبر نبود * در مكتب غم تو چنين نكته‌دان شدم
قسمت حوالتم بخرابات مىكند * هر چند كاين‌چنين شدم و آن‌چنان شدم
آن روز بر دلم در معنى گشوده شد * كز ساكنان درگه پير مُغان شدم
در شاهراه دولت سرمد بتخت بخت * با جام مى بكام دل دوستان شدم
در آن زمان كه فتنهء چشمت به من رسيد * ايمن ز شر فتنهء آخر زمان شدم
ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 285 | شمس الدين حافظ