[ 228 گر من از باغ تو يك ميوه بچينم چه شود ]
گر من از باغ تو يك ميوه بچينم چه شود * پيش پائى به چراغ تو ببينم چه شود
يا رب اندر كنف سايهء آن سرو بلند * گر من سوخته يكدم بنشينم چه شود
آخر اى خاتم جمشيد همايون آثار * گر فتد عكس تو بر نقش نگينم چه شود
واعظ شهر چو مهر ملك و شحنه گزيد * من اگر مهر نگارى بگزينم چه شود
عقلم از خانه بدر رفت و گر مى اينست * ديدم از پيش كه در خانهء دينم چه شود
صرف شد عمر گرانمايه بمعشوقه و مى * تا از آنم چه بپيش آيد از اينم چه شود
خواجه دانست كه من عاشقم و هيچ نگفت * حافظ ار نيز بداند كه چنينم چه شود
[ 229 بخت از دهان دوست نشانم نمىدهد ]
بخت از دهان دوست نشانم نمىدهد * دولت خبر ز راز نهانم نمىدهد
از بهر بوسهاى ز لبش جان همىدهم * اينم همىستاند و آنم نمىدهد
مُردم درين فراق و در آن پرده راه نيست * يا هست و پردهدار نشانم نمىدهد
زلفش كشيد باد صبا چرخ سفله بين * كانجا مجال باد وزانم نمىدهد
چندانكه بر كنار چو پرگار مىشدم * دوران چو نقطه ره بميانم نمىدهد
شكّر بصبر دست دهد عاقبت ولى * بدعهدى زمانه امانم نمىدهد