[ شرح ] غزل 36
بيت 1 : دل سودازده : دل عاشق شده
بيت 2 : سواد سحر : تاريكى شب سقيم : بيمار
چشم افسونگر تو عين شب تاريك است با اين تفاوت كه بيمار هم هست ، يعنى هم سياهى شب را دارد و هم خمارى شراب را .
بيت 3 : نقطهى دوده : قطرهى مركب سياه كه از دودهى چراغ ( دود نفت ) حاصل مىشود . حلقهى جيم : نيم دايرهى حرف « ج »
خال سياه در صورت دلدار به نقطهى وسط حرف « ج » و خم گيسوى او كه در صورت او خودنمايى و دلربايى مىكند ، به حرف جيم بدون نقطه « ح » تشبيه شده است .
بيت 4 : گلشن فردوس عذار : چهره ( عذار ) محبوب به گلزار بهشت تشبيه شده است .
طاووس : زلف دلدار به طاووس تشبيه شده است . باغ نعيم : يكى از بهشتهاى هشتگانه گيسوان مشكين تو در گلزار صورتت مانند طاووسى است كه در بهشت مىخرامد .
بيت 5 : مونس : همدم نسيم : باد ملايم
بيت 6 : عظيم افتاده است : آن چنان افتاد كه از شدت ضعف قدرت برخاستن ندارد .
بيت 7 : اى عيسى دم : اى محبوب ، اى كسى كه مىتوانى مانند حضرت مسيح ( ع ) مردگان را زنده كنى . قالبم : جسم بىجانم عظم : استخوان رميم : پوسيده عظم رميم : استخوان پوسيده
بيت 9 : حافظ گمشده . . . : اى محبوب مسيحا نفس ! سايهء قامت تو بر جسم بىجان من پرتو روحى است كه بر استخوان پوسيده افتاده تا به او جان تازه بخشد .
بيت 8 : از ياد لبت : از شدت عشق به تو مقيم : اقامت گزيده
اى محبوب ! حافظ شيدا و سرگشته از روز ازل با غم عشق تو سر و كار داشته و خدمتكار ديرينهى توست .