تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 912

مساهمون:

ص٩١٢

غزل 442 [ به جان او كه گرم دسترس به جان بودى ]

1 به جان او كه گرم دسترس به جان بودى * كمينه پيشكش بندگانش آن بودى
2 بگفتمى كه بها چيست خاك پايش را * اگر حيات گران‌مايه جاودان بودى
3 به بندگى قدش سرو معترف گشتى * گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودى
4 به خواب نيز نمىبينمش چه جاى وصال * چو اين نبود و نديديم بارى آن بودى
5 اگر دلم نشدى پايبند طره‌ى او * كىاش قرار در اين تيره خاكدان بودى
6 به رخ چو مهر فلك بىنظير آفاق است * به دل دريغ كه يك‌ذره مهربان بودى
7 درآمدى ز درم كاشكى چو لمعه‌ى نور * كه بر دو ديده‌ى ما حكم او روان بودى
8 ز پرده ناله‌ى حافظ برون كى افتادى * اگر نه همدم مرغان صبح‌خوان بودى