تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 915

مساهمون:

ص٩١٥

[ شرح ] غزل 443

بيت 1 : سرو : درختى سرسبز و زيبا ، به كنايه قامت دلدار خراميدن : راه رفتن با ناز و غرور غيرت : حسد اگر همچون سرو خرامان ، لحظه‌اى به گلزار قدم نهى ، گل‌هاى گلستان بر جمالت حسد خواهند ورزيد . زيبايىات خارى بر پيكر آن‌ها خواهد بود . بيت 2 : كفر زلف : سياهى زلف ( تشبيه ) هر حلقه‌اى : به ايهام هر شكن از زلف سحر چشم : افسون چشم هر شكن از زلف سياهت آشوب‌گرى است و در هر گوشه و كنارى عاشقانت را افسون چشمان جادويى خود كرده‌اى . منظور از بيمار كسى است كه تحت تأثير جادو قرار گرفته و افسون شده باشد . بيت 3 : آه بيدارى : ناله‌ى عاشق شب‌زنده‌دارى بيت 4 : نقد روان : جان مقدارى : بهايى و ارزشى هر چند كه جان در پيشگاه تو ناقابل است ، به هر حال اين كمترين نقدينه را فداى خاك پايت مىكنم . بيت 5 : لاف : دعوى بيش از حد تيره رأى : به ايهام ، بدانديش اى دل ! بيش از حد خودت را مشغول كار زلف سياه دلبران سيمين بر نكن كه اين روش ، تو را از انديشيدن درست و رسيدن به مقصود بازمىدارد . ( خواجه در اين بيت به نوعى نصيحت مىكند . ) بيت 6 : سرم برفت . . . : سرم را در راه عشق فدا كردم و نتيجه‌اى حاصل نشد و دلم از غم عشق تو خون شد و تو توجهى به حال من نكردى . بيت 7 : دايره : دايره‌ى عشق ، تشبيه پرگار : مكر و حيله به دلدار گفتم : « بيا و در مركز عشق ، كانون دايره باش . با خنده گفت كه « حافظ ، اين ديگر چه حيله‌اى است ؟ »
گر مساعد شودم دايره‌ى چرخ كبود * هم به دست آورمش باز به پرگار دگر