تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 911

مساهمون:

ص٩١١

[ شرح ] غزل 441

بيت 1 : چه بودى ار : چه مىشد اگر آن ماه : به استعاره معشوق اگر آن دلدار ماه رخسار با ما مهربانى مىكرد ، حال ما بسى بهتر از اكنون بود . بيت 2 : طره : زلف ، كاكل قيمت بوى خوش سر موى دلدار ، هزار جان گرامى است . به عبارت ديگر ، براى نسيم خوش هر سر موى دلدار بايد هزار جان گرامى را قربان كرد ! بيت 3 : برات : حواله ، ورقه‌ى بهادار برات خوشدلى : تشبيه خوشدلى به برات نشان امان از بد زمان : مهر ايمنى از حوادث بد روزگار خداوندا ! چه مىشد اگر نعمت‌هاى تو از حوادث بد روزگار در امان بود . بيت 4 : سرير عزت : تخت افتخار و سربلندى اگر زمانه مىخواست كه من سربلند باشم ، خاك درگاه تو را اقامتگاهم مىكرد . بيت 5 : روان بودى : به ايهام ، اطاعت امر اى كاش همان گونه كه اشك از پس پرده‌هاى چشم خارج مىشود ، محبوب از پس پرده‌ى غيب نمايان مىشد و ما فرمانش را به دو ديده‌ى منّت قبول مىكرديم . بيت 6 : اگر نه . . . : اگر دايره‌ى عشق محدود و بسته نبود و امكان ورود به آن ميسر بود ، حافظ سرگشته در مركز آن قرار مىگرفت .
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 911 | شمس الدين حافظ