[ شرح ] غزل 442
بيت 1 : به جان او : سوگند به جان او كمينه : كمترين پيشكش : هديه
سوگند به جان او كه اگر اختيار جانم با من بود ، آن را به عنوان كمترين پيشكش به نوكرانش تقديم مىكردم .
بيت 2 : بها : قيمت
اگر عمر ابد براى فدا كردن داشتم ، ارزش غبار خاك پاى دوست را بيان مىكردم . به عبارت ديگر ، غبار خاك پاى دوست ، به اندازه زندگى جاويد ارزش دارد .
بيت 3 : سرو : درختى رعنا و هميشه سرسبز ، به كنايه اندام معشوق سوسن آزاد ده زبان : سوسن گلى است كه پنج كاسبرگ و پنج گلبرگ دارد و شعرا آن را به ده زبان تشبيه مىكنند .
اگر سرو مانند سوسن آزاده ده زبان داشت ، با هر ده زبان اعتراف مىكرد كه با تمام رعنايى و زيبايى قامتش ، نوكر اندام زيباى دلدار ماست . مراد اين است كه قامت محبوب از سرو به مراتب زيباتر است .
بيت 4 : بارى : كاشكى ، به هر حال
ديدار محبوب در خواب هم برايم ميسر نيست ، تا چه رسد به وصالش در بيدارى . پس اى كاش او را در خواب مىديدم .
بيت 5 : اگر دلم نشدى پايبند : اگر دلم پايبند نمىشد . طره : زلف كىاش :
چه وقت - اگر دلم گرفتار سلسله و كمند زلف او نمىشد ، هرگز طاقت ماندن در اين عالم خاكى را نداشت .
بيت 6 : مهر فلك : خورشيد آسمان ذره : مقدار بسيار كم
رخسار محبوب ، مانند خورشيد درخشان است ولى افسوس كه ذرهاى محبت در دلش يافت نمىشود .
بيت 7 : لمعه : پرتو
اى كاش دلدار ، مانند نورى كه در سراى من مىتابد ، به خانهام مىآمد و من اوامرش را به ديدهى منّت قبول مىكردم .
بيت 8 : ز پرده . . . : اگر حافظ با مرغان سحرگاهى هم صدا نمىشد ، راز ناليدن عاشقانهاش فاش نمىگرديد !