تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧

[ شرح ] غزل 31

بيت 1 : شب قدر : شب نزول قرآن كريم بر پيامبر ( ص ) ( سوره قدر ، آيه‌ى 1 ) ، شب اجابت دعا ، شب برات ، در اين بيت منظور « شب وصال » است . اهل خلوت : خلوت‌گزيدگان ، رياضت‌كشان ، عارفانى كه در خلوت با پروردگار به راز و نياز و مناجات مىپردازند . تأثير دولت : عنايت الهى در كدامين كوكب است : در اثر قران سعد « * » كدام ستاره است . بيت 2 : ناسزايان : نالايقان هر دلى از حلقه‌اى : هر دل عاشقى كه در حلقه‌ى زلفت هست . ( خطاب به محبوب ) در ذكر يا رب يا رب است : خدا خدا مىكند كه دست نالايقان به گيسوى تو نرسد . بيت 3 : چاه زنخدان : گودى زير چانه و غبغب طوق : هر چه كه گرداگرد چيزى را به شكل گردن‌بند بگيرد . ( دايره‌اى شكل ) ، صفت غبغب - من نيز مانند هزاران كشته‌اى كه در چاه زنخدان تو جان باخته‌اند ، فداى آن چاه زنخدان شده‌ام . بيت 4 : آينه‌دار : خدمتكارى كه آينه را مقابل صورت اربابش نگه مىدارد . نعل : قطعه آهن هلالى شكل كه به سم ستوران مىزنند . مركب : اسب ، آن چه بر آن سوار شوند ! دلدار من كه يكه‌سوار ميدان حسن است ، ماه آينه‌دار اوست و تاج خورشيد ، خاك نعل اسب او به شمار مىآيد . بيت 5 : خوى ( بر وزن مى ) : عرقى كه از بدن تراوش كند . گرم‌رو : تندرو عارض : چهره - آفتاب جهان‌تاب با ديدن دانه‌هاى عرق بر چهره‌ى دلدار كه زيبايى او را چند برابر كرده است از حسادت ، همه‌روزه در تب‌وتاب است . بيت 6 : لعل : سنگى قيمتى به رنگ سرخ ، به كنايه لب يار بيت 7 : صبا : باد صبا ، نسيم بهارى ، باد زين : زين و برگ ، آن چه از چوب و چرم و آهن سازند و بر پشت اسب نهند و بر روى آن بنشينند . - من كه مركبم مور است ، چگونه مىتوانم با سليمان كه بر اسب باد سوار است ، همپا شوم . بيت 8 : زيرچشمى : پنهانى ناوك : پيكان قوت جان . . . : بقاى جان حافظ در تبسم اوست . بيت 9 : آب حيوان : آب‌زندگى ، آب‌حيات بلاغت : فصاحت زاغ كلك : نوك قلم به نام ايزد : نام خدا ، چشم بد به دور قلم من ، چشم بد به دور ، به چه جايگاه عالى دست يافته است .
هامش
* « قران » ، به هم نزديك شدن قران سعدين : نزديك شدن دو ستاره‌ى سعد ، مانند مشترى و زهره در يك برج از دايرةالبروج قران نحس : نزديك شدن دو سياره‌ى نحس مثل زحل و مريخ در يك برج از دايرةالبروج .