تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

غزل 31 [ آن شب قدرى كه گويند اهل خلوت امشب است ]

1 آن شب قدرى كه گويند اهل خلوت امشب است * يا رب اين تأثير دولت در كدامين كوكب است
2 تا به گيسوى تو دست ناسزايان كم رسد * هر دلى از حلقه‌اى در ذكر يا رب يا رب است
3 كُشتهء چاه زنخدان توام كز هر طرف * صدهزارش گردن جان زير طوق غبغب است
4 شهسوار من كه مه آيينه‌دار روى اوست * تاج خورشيد بلندش خاك نعل مركب است
5 عكس خوى بر عارضش بين كآفتاب گرم‌رو * در هواى آن عرق تا هست هر روزش تب است
6 من نخواهم كرد ترك لعل يار و جام مى * زاهدان معذور داريدم كه اينم مذهب است
7 اندر آن ساعت كه بر پشت صبا بندند زين * با سليمان چون برانم من كه مورم مركب است
8 آن كه ناوك بر دل من زيرچشمى مىزند * قوت جان حافظش در خنده‌ى زير لب است
9 آب حيوانش ز منقار بلاغت مىچكد * زاغ كلك من به نام ايزد چه عالىمشرب است