[ شرح ] غزل 29
بيت 1 : خيال : پريشان خاطرى پروا : تمايل خم : كوزه شراب خُمخانه : به كنايه ، كسى كه شراب مىنوشد .
ما را ز خيال تو . . . : با توجه به مصراع دوم بيت كه از خرابى خُمخانه حكايت مىكند و عنايت به بيت دوم كه بدون حضور دوست نوشيدن هر گونه شربت گوارايى را عذاب مىداند و امر به دور ريختن شراب بهشتى مىكند ، محصول بيت اول اين غزل چنين به نظر مىرسد ؛ آن چنان در فرقت دوست پريشان خاطرم كه رغبتى به نوشيدن شراب ندارم ، به خم شراب بگوييد كه دور شود و پى كار خود برود ، زيرا خُمخانه ( آن كسى كه شراب مىنوشيد ) حالش مساعد نيست .
بيت 2 : خمر : شراب خمر بهشت : بادهى بهشتى ، شرابا طهورا بريزيد : به دور بريزيد عذب : گوارا
بيت 3 : شد دلبر : دلبر رفت تحرير خيال او . . . : كشيدن چهرهى با لطافت خيالى او در ديدهى اشكبار من كارى است بيهوده . « نقش بر آب » ، كنايه از كارى بيهوده است .
بيت 4 : سيل دمادم : سيلاب مداوم اشك منزل خواب : چشم
بگو به خواب كه امشب ميا به ديدهى من * جزيرهاى كه مكان تو بود آب گرفت !
بيت 5 : اغيار : بيگانگان
دلدار آشكارا در همه جا عبور مىكند ، چون آشنايى نمىبيند ، رخسار در نقاب پنهان مىكند . هيچ عاشق صادقى را در گذرگاهش مشاهده نمىكند و هر كه را مىبيند ، بيگانه است . اين است كه روى پنهان مىكند .
بيت 6 : گل وقتى لطافت شبنم عرق را بر چهرهى زيباى تو ديد ، از شدت حسد آن چنان داغ شد كه به گلاب تبديل شد . به تعبير ديگر ، از شدت حسد و شرم آنچنان گداخت كه عرق بر پيكرش نشست و در عرق خود كه همان گلاب است ، غرق و نابود شد .
بيت 7 : آبى : شراب سرآب : كورآب ، آبنمايى كه در شورهزارها تشنگان را فريب مىدهد .
بايد توجه شود كه در مصراع دوم بيت « سر » و « آبى » دو كلمهى جداگانه و مستقلاند و نبايد آن را « سرابى » خواند .
بيت 8 : در كنج دماغم . . . : مغز من پذيراى نصيحت نيست . چنگ : سازى 46 سيمه كه با دست نواخته مىشود . رباب : ساز دو سيمه كه با آرشه نواخته مىشود .
بيت 9 : رند : در اينجا خوشگذران معنى مىدهد . طور عجب : حالات مختلف دوران جوانى و شباب شباب : جوانى .