تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 844

مساهمون:

ص٨٤٤

غزل 408 [ اى آفتاب آينه‌دار جمال تو ]

1 اى آفتاب آينه‌دار جمال تو * مَشك سياه مجمره‌گردان خال تو
2 صحن سراى ديده بشستم ولى چه سود * كاين گوشه نيست در خور خيل خيال تو
3 در اوج ناز و نعمتى اى پادشاه حسن * يا رب مباد تا به قيامت زوال تو
4 مطبوع‌تر ز نقش تو صورت نبست باز * طغرانويس ابروى مشكين‌مثال تو
5 در چين زلفش اى دل مسكين چگونه‌اى * كآشفته گفت باد صبا شرح حال تو
6 برخاست بوى گل ز در آشتى درآى * اى نوبهار ما رخ فرخنده‌فال تو
7 تا آسمان ز حلقه‌به‌گوشان ما شود * كو عشوه‌اى ز ابروى همچون هلال تو
8 تا پيش بخت بازروم تهنيت‌كنان * كو مژده‌اى ز مقدم عيد وصال تو
9 اين نقطه‌ى سياه كه آمد مدار نور * عكسيست در حديقه‌ى بينش ز خال تو
10 در پيش شاه عرض كدامين جفا كنم * شرح نيازمندى خود يا ملال تو
11 حافظ در اين كمند سر سركشان بسىست * سوداى كج مپز كه نباشد مجال تو