تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 845

مساهمون:

ص٨٤٥

[ شرح ] غزل 408

بيت 1 : آيينه‌دار : كسى كه آيينه را در مقابل صورت ديگرى نگه دارد ، خدمتكار . مشك سياه : دانه‌هاى سياه خوش‌بويى كه از ناف آهوى ختن مىگيرند . مجمر : آتشدان مجمره‌گردان : كسى كه مجمر را مىگرداند تا همه از بوى خوش مشكى كه در مجمر ريخته‌اند ، بهره گيرند . - اى زيبايى كه خورشيد آينه‌دار جمال توست و نور آن انعكاسى از چهره‌ى نورانى تو و مشك سياه خوش‌بو در مقابل خال سياه تو مجمره‌گردانى بيش نيست ! ( خال سياه تو بسى والاتر از مشك سياه ختن است . ) بيت 2 : صحن سراى ديده : خانه‌ى چشم بشستم : با اشك چشم پاكيزه كردم . درخور : شايسته خيل خيال : سپاه و لشكر خيال تو . بيت 3 : در اوج . . . : اى سرآمد زيبايان كه در اوج ناز هستى ، از خدا مىخواهم كه تا روز رستاخيز پاينده بمانى . بيت 4 : طغرا : مأخوذ از تركى ، چند خط منحنى است كه حكم امضاى حاكم را داشته و بر فرمان‌ها و سكه‌ها نقش مىكرده‌اند . ( ابرو به « طغرا » تشبيه شده است . طغرانويس : به كنايه ، نقاش روزگار . - نقاش روزگار صورتى زيباتر از چهره‌ى تو نكشيده است . به عبارت ديگر ، آن كه نقش ابروى هلالى تو را نگاشت ، چهره‌اى زيباتر از اين را نقاشى نكرده است . بيت 5 : چين : به ايهام ، پيچ و تاب گيسو باد صبا : باد بهارى . - اى دل بىچاره در پيچ و تاب گيسوى او چه حالتى دارى ؟ باد صبا از پريشانى تو حكايت مىكرد . بيت 6 : برخاست بوى گل : بهار فرا رسيد و بوى گل همه جا را گرفت فرخنده‌فال : نيك‌بخت . - با آمدن بهار ، بوى خوش گل همه جا را فرا گرفت . اى محبوبى كه رخسار مبارك تو نوبهار ماست ! با ما مهربان باش . بيت 7 : حلقه به گوش : به كنايه ، غلام براى اين كه فلك غلام حلقه به گوش ما بشود ، گوشه‌ى ابرويى به ما نشان بده . بيت 8 : پيش‌باز : استقبال مقدم عيد وصال : وصال به لحظه‌ى فرا رسيدن عيد تشبيه شده است . - مژده‌ى وصلت را بده كه شادىكنان به استقبال اقبالم بروم يعنى وقتى تو بيايى مثل آن است كه بخت به من روى كرده است . « مژده‌ى وصل تو كو كز سر جان برخيزم ؟ » بيت 9 : نقطه‌ى سياه : مردمك چشم آمد مدار نور : مدار و مركز گردش نور شد حديقه‌ى بينش : باغ بينايى . - مردمك چشم كه مركز و مدار بينايى است ، عكسى از خال سياه توست . بيت 10 : ملال تو : غم دورى تو بيت 11 : كمند : به كنايه ، سلسله و بند عشق - حافظ ! سر بسيارى از گردن‌كشان و بزرگان در كمند عشق گرفتار سلسله است ، خيال خام در سر نپز ، زيرا تو هرگز در اين راه موفق نخواهى شد .