تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 842

مساهمون:

ص٨٤٢

غزل 407 [ مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو ]

1 مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو * يادم از كشته‌ى خويش آمد و هنگام درو
2 گفتم اى بخت بخفتيدى و خورشيد دميد * گفت با اين همه از سابقه نوميد مشو
3 گر روى پاك و مجرد چو مسيحا به فلك * از چراغ تو به خورشيد رسد صد پرتو
4 تكيه بر اختر شب‌دزد مكن كاين عَيّار * تاج كاووس ببرد و كمر كيخسرو
5 گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش * دور خوبى گذران است نصيحت بشنو
6 چشم بد دور ز خال تو كه در عرصه‌ى حسن * بيدقى راند كه برد از مه و خورشيد گرو
7 آسمان گو مفروش اين عظمت كاندر عشق * خرمن مه به جوى خوشه‌ى پروين به دو جو
8 آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت * حافظ اين خرقه‌ى پشمينه بينداز و برو