[ شرح ] غزل 386
بيت 1 : خدا را : به خاطر خدا خرقهپوشان : صوفيان رياكار رندان بىسامان :
قلندران
محبوب پاكدلم ! به خاطر خدا از همنشينى با صوفيان رياكار بپرهيز و در عوض نظر عنايتى به قلندران بىسامان كن .
بيت 2 : آلودگى : ناپاكى ، گناه
خرقهى صوفيان ، آلوده به گناه تزوير و دورنگى است . آفرين بر لباس پاك مىفروشان يكرنگ !
بيت 3 : صوفىوشان : صوفى نمايان درد : خلوص نيت ، پاكى طينت ، سوز نياز درد : لرد شراب دردنوش : كسى كه توان خريد بادهى صاف را ندارد و لرد شراب مىنوشد .
در اين صوفى نمايان ، خلوص نيتى نديدم . ان شاء اللّه مجلس انس دردنوشان مخلص پاينده باد . ( درد و درد « جناس » )
بيت 4 : نازك طبع : كسى كه داراى طبعى لطيف و قلبى پر از احساس است .
تو قلبى پر از عاطفه و احساس دارى و نمىتوانى خشونت و تفرعن صوفيان را تحمل كنى .
بيت 5 : مستور : پوشيده ، در حجاب ، ضد مست مستور و مست : تضاد
كنون كه سرمست از بادهى وصالم كردهاى ، خود را در پرده ، نهان مكن و چون شربت وصلم چشاندهاى ، زهر جدايى را در كامم مريز .
بيت 6 : غبن : ريا و تزوير سالوسيان : رياكاران فريبكار صراحى : تنگ شراب بربط : عود ، نوعى ساز
بيا و تماشا كن كه چگونه از خدعه و فريب اين صوفيان رياكار ، تنگ شراب خونيندل شده است و بربط در حال فرياد و فغان است . ( شراب در شكم تنگ به خون و نواى بربط به خروش و فغان تشبيه شده است )
بيت 7 : دلگرمى : تف آه و سوز دل
از آه جانسوز حافظ بترس ، چرا كه ممكن است به نفرينش گرفتار شوى .