تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 803

مساهمون:

ص٨٠٣

[ شرح ] غزل 387

بيت 1 : شمشاد : درختى زيبا و رعنا خسرو : پادشاه ( قيصر ، كسرى ، كايسر و تزار ، صورت‌هاى ديگر اين واژه‌اند . ) شاه شمشادقدان و خسرو شيرين‌دهنان : محبوب حافظ ، ضمنا اشاره‌ى هنرمندانه‌اى است به داستان عشقى « خسرو پرويز و شيرين » « * » قلب : دل صف‌شكنان : دلاوران جنگى بيت 2 : چشم و چراغ : گل سرسبد ، بهترين بيت 3 : برخور : استفاده كن ، مستفيض شو . - سلطان و فرمانرواى بلندقامتان و شاه نوشين‌دهنان « محبوب » كه با تير مژگانش قلب دلاوران جنگى را مىشكند ، سرمست در حال عبور ، نظر عنايتى بر من درويش انداخت و گفت : « اى سرآمد تمام شاعران شيرين گفتار ! تا كى مىخواهى با فقر و تهىدستى زندگى كنى ؟ برخيز و مرا قبول كن تا بتوانى از لذت وصال همه‌ى سيمين‌بران مستفيض شوى . چرا كه من فرمانرواى همه سيم‌تنانم ! بيت 4 : ذره : هريك از اجسام بسيار ريز پراكنده در هوا كه در شعاع آفتاب ديده مىشوند . - تو از يك‌ذره كمتر نيستى ، پستى و حقارت را قبول نكن ، عاشق شو تا سيركنان به سراپرده‌ى خورشيد صعود كنى . بيت 5 : زهره : ستاره‌اى است كه به زيبايى و مطربى فلك مشهور است ( ناهيد ) . زهره‌جبين : بسيار زيبا ، مانند زهره نازك بدن : لطيف اندام ، خوش هيكل به روزگار اعتماد مكن اگر فقط يك جام بيش ندارى ، آن را به سلامتى زيبارويان مه‌پيكر بنوش ! ثروت‌اندوزى مكن ، خزينه‌دار ميراث‌خواران مباش . بيت 6 : پير پيمانه‌كش : پير راهنما و مرشد من كه روحش شاد باشد ، گفت : « با عهدشكنان معاشرت مكن » بيت 7 : بگسل : ببر ، رها كن . فارغ : آسوده خاطر اهرمنان : شياطين ، بدطينتان بيت 8 : صبا : نسيم بهارى چمن لاله : لاله‌زار ، گلزار پر از لاله ، در اينجا منظور از « خونين كفنان » لاله‌هاى سرخ است . در چمن شقايق از صبا پرسيدم كه اين خونين‌كفنان ، شهيدان چه كسى هستند . . . بيت 9 : . . . صبا گفت : من و تو محرم اين راز نيستيم . بهتر است از مى لعل و دلبران نوشين صحبت كنيم و وارد بحث اسرار الهى نشويم ؟ !
هامش
* به زيرنويس غزل 54 نگاه كنيد .