تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧

[ شرح ] غزل 384

بيت 1 : مىسوزم . . . : اى محبوب من ! در آتش هجرانت مىسوزم ، دست از ستمگرى بردار . فراق تو آفتى است ، بر جان ما . خدايا ! اين بليه را از جان ما دور كن . بيت 2 : جلوه مىنمايد : خودنمايى مىكند . خنگ : اسب سبزخنگ گردون : آسمان لاجوردى به اسب سبز تشبيه شده است . به سر درآيد : سرنگون شود . رخش : اسب رستم ( قهرمان شاهنامه ) كه سرآمد تمام اسبان است . پا بگردان : سوار شو ماه بر اسب سبز فلك سوار شده است و خودنمايى مىكند . تو هم اى محبوب ! بر رخش سوار شو و جلوه‌اى كن تا ماه با ديدن شكوه و جمال تو شرمنده شود و از اسب خودنمايى سرنگون گردد . « برون خرام و ببر گوى خوبى از همه‌كس » بيت 3 : مرغول : زلف مجعد سنبل : گلى خوشه‌اى و معطر به رغم سنبل : بر خلاف ميل سنبل گرد چمن : به كنايه ، رخسار محبوب بخور : هر ماده‌ى صمغى كه در آتش به ريزند و بوى خوش بدهد . ( مشك‌افشانى ) همان گونه كه سنبل به كمك باد صبا در اطراف گلزار مشك‌افشانى مىكند ، تو هم بر خلاف تمايل سنبل ، اطراف گلزار رخسارت را با پريشان كردن گيسوان مشكين و مجعدت معطر كن و بازار خودنمايى سنبل را از رونق بينداز . بيت 4 : يغماى عقل و دين را : براى غارت عقل و دين بيرون خرام سرمست : با نشاط و غرور و ناز از خانه خارج شو . براى غارت عقل و دين مردم ، با نشاط و غرور و ناز از خانه بيرون بيا و به خاطر دلربايى بيشتر كلاهت را در سر كج بگذار و لباس زيبا بر تن كن . بيت 5 : چنگ : سازى 46 سيمه كه با انگشت دست مىنوازند يا : حرف ربط ، در اينجا ، « يا » به معنى « و » است . اى نور ديده‌ى مىخواران ! سخت در انتظار ورودت هستم كه بيايى و چنگ را با آهنگ حزين بنوازى و جام باده را به گردش درآورى . بيت 6 : عارض : صورت ، چهره خطى خوش : سبزه‌ى عذار زيبا ، موى اطراف صورت دوران : روزگار روزگار ، روز به روز دلدار ما را زيباتر مىنمايد . خداوندا ! او را از تمام بليّات و چشم زخم حسودان محفوظ بدار . بيت 7 : حافظ ز . . . : حافظ ! از زيبايان ، قسمت تو همين اندازه است كه مىبينى . اگر به اين اندازه خشنود نيستى ، تقدير الهى را عوض كن .