تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 795

مساهمون:

ص٧٩٥

[ شرح ] غزل 383

بيت 1 : چندان كه . . . : بيمارى غم عشقم را به همه‌ى پزشكان گفتم ، ولى آنان نتوانستند بيمارى مرا معالجه كنند ، زيرا درد بيچارگان درمانده‌ى عشق ، بىدوا و درمان‌ناپذير است .
اشك خونين بنمودم به طبيبان گفتند * درد عشق است و جگرسوز دوايى دارد
بيت 2 : آن گل : محبوب در دست بادى است : تابع مسير وزش باد است و در دوستى ثابت‌قدم نيست . عندليبان : بلبلان ، عشاق آن معشوق كه هر لحظه خود را به دامان يك هوس‌باز مىاندازد ، بايستى از عشاق واقعى شرم كند . بيت 3 : امان ده : مهلت بده محبان : عاشقان حبيبان : دوستان ، ياران بيت 4 : درج : جعبه‌ى كوچكى كه در آن جواهرات مىگذارند و در آن را قفل و مهر مىكنند ، دوستى و محبت به صندوقچه‌ى جواهرات تشبيه شده است . بر مهر خود نبودن : قفل و مهرى كه دست خورده باشد . بر مهر صندوقچه‌ى محبت خلل وارد آمده و اين نشانه‌اى از پيمان‌شكنى محبوب است . خداوندا ، روا مدار كه رقيبان از وصالش بهره‌مند شوند . بيت 5 : منعم : توانگر ، نعمت‌بخش ، مراد پروردگار است . خوان جود : سفره‌ى سخاوت و كرم . اى محبوب ! ما را از وصالت برخوردار كن . تا كى بايد از لذت وصلت بىبهره باشيم . بيت 6 : شيدا : ديوانه اگر حافظ پند دانشمندان را شنيده بود ، به ديوانگى شهرت نمىيافت .
« تيغ سزاست هر كه را درك سخن نمىكند » .
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 795 | شمس الدين حافظ