[ شرح ] غزل 376
بيت 1 : وقت گل : فصل بهار اهل دل : صاحبدل ، عارف به جان بنيوشيم : با جان و دل گوش كنيم .
بيت 2 : سجاده : جا نماز
جوانمردى نيست كه ما را به وجه « مى » كمك كند و موسم طرب و شادى ( بهار ) به زودى سپرى مىشود ، لذا مجبوريم كه جانمازمان را براى تهيهى شراب بفروشيم .
بيت 3 : خوش هوايى است . . . : هوا دلپذير و فرحبخش است . خدايا ! شاهدى زيبا بفرست تا با نظارهء چهره او و به سلامتىاش شراب ارغوانى بنوشيم !
بيت 4 : ارغنون : نوعى ساز ، ارگ ارغنونساز فلك : نوازندهء ارغنون فلك ، منظور ستارهى زهره است كه به « مطربه فلك » مشهور است و در رديف هنرمندان قرار دارد .
چگونه از اين غم فرياد نكنيم كه « زهرهى » هنرمند به دشمنى هنرمندان برخاسته و دزدانه قصد جان آنان كرده است . منظور اين است كه فلك ، هنرمندكش است .
آسمان كشتى ارباب هنر مىشكند * تكيه آن به كه بر اين بحر معلق نكنيم
بيت 5 : لاجرم : ناگزير حرمان : محروميت
با فرا رسيدن فصل بهار ، گلها شكوفا شدند و ما در گلزار فرصت بادهنوشى نيافتيم و حسرت به دل مانديم ، لذا از اين بابت خاطرى مشوش داريم .
بيت 6 : لاله : گلى زيبا ، داراى شش گلبرگ مانند جام شراب موهوم : خيالى
از قدح سرخفام لاله ، شرابى خيالى مىنوشيم . چشم بد دور كه بدون مطرب خوشيم و بىآن كه شرابى بنوشيم ، مستيم .