[ شرح ] غزل 377
بيت 1 : ما شبى . . . : براى تحمل بار غم هجران تو ، شبانگاه دست دعا به سوى پروردگار دراز مىكنيم و از او مىخواهيم كه اندوه جدايى تو را بر ما آسان كند .
بيت 2 : شد از دست : از دست رفت ، مرد . مددى : كمك كنيد تا طبيبى بياوريم ، شايد درمانى پيدا كند . مراد از طبيب ، دلدار است .
بيت 3 : آن كه بىجرم . . . : به خاطر خدا ، دلدارم را كه بدون گناه مرا با تيغ جفا رنجاند و خود رنجيد و رفت ، برگردانيد تا رفع كدورت شود و آشتى كند .
بيت 4 : خشك شد . . . : نهال شادى خشك شد ، راه ميخانه را نشان دهيد تا در هواى مساعد آنجا دوباره اين نهال خشك شده نشو و نما كند و شادى به ما برگردد .
بيت 5 : رندان : وارستگان و عاشقان مخلص
اى دل ! در كار عشق ، از الهامات غيبى رندان مخلص كمك طلب كن و گرنه در كار سخت عاشقى ممكن است به راه خطا رويم .
بيت 6 : طاير : پرنده طاير كمحوصله : به استعاره ، راهنما و سالك كمتجربه سايهء ميمون هما : فرخنده هماى بلندپرواز ، به استعاره پير ، دليل ، مرشد كامل
هدايت و رهبرى سالك كمتجربه در راه و طريق سلوك مفيد نيست ، بايد از پير دليل و مرشد كل مدد بطلبيم .
بيت 7 : دلم از پرده برون شد : صبرم به پايان رسيد ، پريشان خاطرم قول : آهنگ ، نواى شاد ، تصنيف و ترانه ساز نوايى « * » بكنيم : از دلتنگى بيرون بياييم ، خوش باشيم .
( نوايى ساز بكنيم )
حافظ خوش صدا كجاست كه با نواى شاد قول و غزلش ، ما را از دلتنگى بيرون آورد و لحظاتى را خوش بگذرانيم .
هامش
* در بعضى نسخ « ساز و نوايى » آمده است . ( با « واو » عطف )