تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩

[ شرح ] غزل 375 « * »

بيت 1 : خرقه‌ى سالوس : دلق ريا و تزوير نقش زرق : نشانه‌ى نيرنگ و رياكارى بركشيم : بيرون آوريم . صوفى بيا تا دلق ريا و تزوير را از تن بيرون كنيم و بر اين لباس تزوير خط باطل بكشيم و آن را از بين ببريم . خطاب خواجه در اين مصراع به صوفى رياكار است . بيت 2 : نذر و فتوح : نذوراتى كه براى درويش‌ها مىآورند . آب خرابات : شراب نذورات جمع شده در خانقاه را در راه مىگسارى صرف كنيم و دلق رياكارى را با شراب تطهير نماييم . بيت 3 : روضه‌ى رضوان : قصر باغ بهشت غلمان : پسران زيباروى بهشتى حور : زنان سيه‌چشم زيباى بهشتى ، حور العين - اگر در روز قيامت ، قصر بهشت را به ما ندهند ، پسران زيبا را از قصر بهشت و زنان سيه‌چشم را از باغ بهشت بيرون مىآوريم ( تهديد ) ، زيرا نيت ما از طلب بهشت ، ديدار جانان است . بيت 4 : بيرون جهيم : از خانه به سرعت خارج شويم سرخوش و سرمست به بيرون مىجهيم و از مجلس بزم و عيش صوفيان رياكار ، شراب به غارت مىآوريم و معشوق زيباى آنان را در آغوش مىكشيم ! كنايه از اين است كه صوفيان بر خلاف تظاهر به پارسايى در خلوت به شراب‌خوارى و شاهدبازى مشغول‌اند . بيت 5 : رخت به جهان ديگر كشيدن : مردن ، مرگ - چه بهتر كه تا زنده‌ايم ، خوش بگذرانيم و گرنه در روز مرگ حسرت و دريغ عشرت نكردن ما را خواهد كشت . بيت 6 : تتق غيب : سراپرده‌ى غيب منزوى است : مخفى است . مستانه‌اش : در حال مستى - در حال مستى از رخسار « سرّ خداوند » « * * » كه در سراپرده‌ى غيب مخفى است ، نقاب برمىگيريم و از اسرار الهى با خبر مىشويم .
راز درون پرده ز رندان مست پرس * كاين حال نيست زاهد عالىمقام را
بيت 7 : كو جلوه‌اى : غمزهء ابروى يار كجاست ؟ - غمزهء ابروى هلالى شكل يار كجاست تا گوى فلك را در خم چوگان زرين در بياوريم . ( خم ابروى محبوب در مصراع اول به هلال ماه نو و در مصراع دوم به چوگان زرين و سپهر به گوى چوگان‌بازى تشبيه شده است . ) بيت 8 : لاف : گزافه‌گويى پا از گليم بيشتر دراز كردن : اصطلاحى است براى از حد خود تجاوز كردن .
هامش
* تمام ابيات اين غزل در فوايد اتحاد و اتفاق است . * * سرّ خدا : « ما لا يطلع عليه الا الحق » : آن چه جز خدا ديگرى نداند .
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 779 | شمس الدين حافظ