تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 733

مساهمون:

ص٧٣٣

[ شرح ] غزل 353

بيت 1 : عشق شاهد : عشق به دلبرى زيبا ، عشقبازى با دلدار زيبا ، عشق‌ورزى با محبوب ماهرو ساغر : جام باده بيت 2 : طوبى : درخت بهشتى حور : حور العين ، زنان سياه چشم بهشتى خاك كوى دوست براى من بسى والاتر از باغ بهشت و قصور حور العين و درختان بهشتى است .
واعظ مكن نصيحت شوريدگان كه ما * با خاك كوى دوست به فردوس ننگريم
بيت 3 : تلقين : فهماندن ، درس دادن اهل نظر : عارفان صاحب‌نظر و عارف فقط با يك اشاره درس عشق مىدهد و معرفت مىآموزد . من نيز به شيوه‌ى اهل نظر سخنى به كنايه گفتم و ديگر تكرار نمىكنم ، تو خواه پند گير و خواه ملال . بيت 4 : هرگز نمىشود . . . : تا سرى به ميخانه نزنم ، به خودم نمىآيم و از حال خود باخبر نمىشوم . بيت 5 : طعن : خشم ، طعنه بيت 6 : تقوىام : تقوايم ، پارسايى و زهدم شاهدان شهر : زيبايان شهر در پارسايى و زهد من همين بس كه به هنگام وعظ بر سر منبر ، با زيبارويان ناز و كرشمه نمىكنم . اشاره به وعّاظى است كه در بالاى منبر هنگام وعظ با ناز و غمزه به زنانى كه پاى منبر نشسته‌اند نظر مىاندازند و قصد دلربايى دارند . بيت 7 : جناب : آستان جاى دولت : مقامى است عالى و بلندمرتبه من همواره خاك‌بوس آستانه‌ى پير مغان خواهم بود ، چرا كه ملازمت اين آستان موجب بلندى است .