تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١

[ شرح ] غزل 352

بيت 1 : روزگارى شد : مدت زيادى است . لباس فقر : جامه‌ى درويشى كار اهل دولت : عمل مردم دولتمند و صاحب ثروت مدت زيادى است كه خدمت‌گزار ميخانه‌ام و در لباس درويشى ، منش و رفتار بزرگان را دارم . يعنى افتخار خدمت به پير مغان نصيبم شده است . بيت 2 : تذرو : قرقاول كه پرنده‌اى است خوش خرام ، به كنايه محبوب . خوش‌خرام : با ناز و وقار راه رفتن . براى اين كه محبوب خوش‌خرامم را به دام اندازم ، در مخفيگاه به كمين نشسته و منتظر فرصتم . بيت 4 : صبا : باد بهارى افتان‌وخيزان رفتن : مسيرى را با مشقت و سختى پيمودن رفيقان ره : منظور كسانى كه است كه به مسير رسيدن به مقصد آشنا هستند ، رهروان ، خضر راهنما . همراه باد صبا با دشوارى و افتان‌وخيزان به كوى يار مىروم و از رهروان طريق براى وصول به مقصد كمك و عنايت مىطلبم . بيت 5 : خاك كويت . . . : محبوبم ! خاك سر كوى تو بيشتر از اين تحمل مزاحمت ما را ندارد ، محبت كردى بيش از اين مزاحم نمىشوم و با اجازه‌ى شما زحمت را كم مىكنم . خداحافظ . بيت 6 : چندينت : چقدر تو را اى دل يادت باشد كه چقدر تو را نصيحت مىكنم . بيت 7 : دليرىها : گستاخىها ، گناهان . اى خداوند بخشنده ! اى ستار العيوب ! بدىهاى مرا به ديده‌ى رحمت ببخش و به گناهانى كه در كنج خلوت و دور از چشم ديگران مرتكب شده‌ام ، قلم عفو بكش . بيت 8 : حافظم در . . . : در يك مجلس شخصى ، متعبد و حافظ قرآنم و در مجلس ديگر كهنه شراب‌خوار . بنگر كه چگونه پيش مردم با نهايت گستاخى و بىحيايى به حيله و تزوير و ريا مشغولم . ( طعنه‌اى است به زاهدان رياكار )