غزل 353 [ من ترك عشق شاهد و ساغر نمىكنم ]
1 من ترك عشق شاهد و ساغر نمىكنم * صد بار توبه كردم و ديگر نمىكنم
2 باغ بهشت و سايهء طوبى و قصر و حور * با خاك كوى دوست برابر نمىكنم
3 تلقين و درس اهل نظر يك اشارت است * گفتم كنايتى و مكرر نمىكنم
4 هرگز نمىشود ز سر خود خبر مرا * تا در ميان ميكده سر بر نمىكنم
5 ناصح به طعن گفت كه رو ترك عشق كن * محتاج جنگ نيست برادر نمىكنم
6 اين تقوىام تمام كه با شاهدان شهر * ناز و كرشمه بر سر منبر نمىكنم
7 حافظ جناب پير مغان جاى دولت است * من ترك خاكبوسى اين در نمىكنم