[ شرح ] غزل 324
بيت 1 : گرهى : مشكلى همچنان : هنوز هم چشم گشاد : اميد
اگر چه مرا در كمند گيسوان خم اندر خمش گرفتار كرده است ، هنوز هم از جوانمردى و كرم او اميد مشكلگشايى دارم .
بيت 2 : عكس برون مىدهد : منعكس مىكند .
سرخى صورت من به سبب شادمانى نيست ، بلكه انعكاس خون دل در چهره است ، همانطورىكه شراب سرخ ، جام شراب را سرخ مىنماياند .
بيت 3 : پرده مطرب : نواى موسيقى از دست برون خواهد برد : از خود بىخودم مىكند . پرده در مصراع دوم ؛ سراپردهى خلوت انس ( پرده و پرده ، جناس ) بار : اجازه
بيت 4 : حرم : مكان مقدس حرم دل : دل به حرم تشبيه شده ، زيرا جايگاه معشوق است و مقدس .
همهشب تا سحرگاه نگهبان حرم دل هستم تا مبادا جز خيال او ديگرى در اين مكان راه يابد .
بيت 5 : ساحر : افسونگر افسون سخن : سحر كلام نى كلك : قلم
بيت 6 : ديدهى بخت : بخت و طالع
با افسانهى عشق او ، بخت من به خواب رفته است . نسيم لطف يار كجاست كه بخت مرا بيدار كند . ( لطف يار به نسيم جانفزا تشبيه شده است . )
بيت 7 : گذر : گذرگاه ، معبر نمىيارم ديد : نمىتوانم ببينم
اى محبوب ، حال كه تو را در هيچ گذرگاهى نمىتوانم ببينم ، كس ديگرى را به من معرفى كن تا با او برايت پيغام بفرستم .
بيت 8 : دوش . . . : ديشب مىگفت كه حافظ رياكارى بيش نيست ، اين سخن درست نيست ، چرا كه من جز خاك آستان او با هيچكس ارتباط ندارم .