[ شرح ] غزل 323
بيت 1 : دست كوته : تنگدستى ، فقر زير بارم : در مضيقهام . بالابلندان : سروقدان زيبا
شاهدان در جلوه و من شرمسار كيسهام * بار عشق و مفلسى صعب است مىبايد كشيد
« حافظ »
بيت 2 : زنجير مويى : دلبر زيبايى كه گيسوان خم اندر خم داشته باشد ، سلسله گيسو گيردم دست : كمكم كند . شيدايى : ديوانگى عشق ، جنون مجنونانه
بيت 3 : اوضاع گردون : چگونگى گردش افلاك ، ستارهشناسى اختر : ستاره
اوضاع افلاك را از من كه به علت غم عشق و ناراحتى ناشى از فقر تا صبح بيدارم و ستارهشمارى مىكنم ، سؤال كن .
بيت 4 : شكرانه : حق نعمت را سپاس داشتن بوسيدن لب جام : مراد نوشيدن شراب است .
بيت 5 : حق نعمت گزاردن : سپاسگزارى و تشكر كردن
بيت 7 : سر : عضو بدن انسان و حيوان از گردن به بالا سرى : ( در مصراع اول ) يك سر ، ( در مصراع دوم ) جوانمرد و بخشنده « جناس »
حافظوار سرمستم و به لطف و عنايت خداوند بخشنده و مهربان اميدوار .