تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤

غزل 230 [ اگر به باده‌ى مشكين دلم كشد شايد ]

1 اگر به باده‌ى مشكين دلم كشد شايد * كه بوى خير ز زهد ريا نمىآيد
2 جهانيان همه گر منع من كنند از عشق * من آن كنم كه خداوندگار فرمايد
3 طمع ز فيض كرامت مَبَر كه خُلق كريم * گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشايد
4 مقيم حلقه‌ى ذكر است دل بدان اميد * كه حلقه‌اى ز سر زلف يار بگشايد
5 تو را كه حسن خدا داده هست و حجله‌ى بخت * چه حاجت است كه مشاطه‌ات بيارايد
6 چمن خوش است و هوا دلكش است و مى بىغش * كنون به جز دل خوش هيچ در نمىيابد
7 جميله‌اى است عروس جهان ولى هش دار * كه اين مخدره در عقد كس نمىآيد
8 به لابه گفتمش اى ماهرخ چه باشد اگر * به يك شكر ز تو دل‌خسته‌اى بياسايد
9 به خنده گفت كه حافظ خداى را مپسند * كه بوسه‌ى تو رخ ماه را بيالايد