[ شرح ] غزل 230
بيت 1 : مشكين : معطر بادهى مشكين : شرابى كه با مشك آميخته و خوشبو شده باشد . شايد : شايسته است بوى خير : بوى خوبى ، بوى نيكويى و درستى زهد ريا :
ورع آلوده به تزوير و عبادت رياكارانه
نوشيدن شراب مشكبو ، شايستهتر از عبادت رياكارانه است .
بيت 2 : خداوندگار : پروردگارى كه بندگان را به عشق ورزيدن دعوت مىكند ، خداوندى كه خود عشق و محبت را بنا نهاد . « * »
بيت 3 : فيض كرامت : بهرهمندى از بخشش خداوندى خلق كريم : ذات بخشندهى حق تعالى
از رحمت حق تعالى نااميد مشو كه خداوند مهربان گناهان را عفو مىكند و بر عاشقان خود رحمت مىآورد .
بيت 4 : حلقه ذكر : جمع نيايشكنندگان ، دعا كردن
دل من به اميد اين كه به حلقهاى از گيسوى يار دسترسى پيدا كند ، پيوسته به دعا مشغول است .
دل گفت وصالش به دعا بازتوانيافت * عمرى است كه عمرم همه در كار دعا رفت
« حافظ »
بيت 5 : حجلهى بخت : بخت و طالع خوب مشاطه : آرايشگر بانوان
« حاجت مشاطه نيست روى دلارام را »
بيت 6 : بىغش : صاف ، خالص
تمام وسايل خوشى آماده است ، اكنون جز دل خوش به هيچچيز ديگر نياز نيست .
بيت 7 : جميله : زن زيبا عروس جهان : دنيا به عروس تشبيه شده است . مخدره :
بانوى عفيف !
دنيا زن بسيار زيبايى است ، ولى آگاه باش كه اين عروس قشنگ با هيچكس عهد همسرى نمىبندد .
بيت 8 : لابه : عجز ، فروتنى شكر : در اين مصراع ، بوسه معنى مىدهد . خستهاى :
عاشق دل از دست دادهاى
بيت 9 : بيالايد : آلوده كند .
هامش
* به زيرنويس غزل 210 نگاه كنيد .